هپاتیت2 هپاتیت های ویروسی یک مجموعه سندرم بالینی دارند ؛ شامل: 1- عفونت بدون نشانه.
2 - هپاتیت حاد. 3-حالت حامل. 4-هپاتیت مزمن( بیشتر از شش ماه تداوم نشانه ها و شواهد آزمایشگاهی). 5-هپاتیت فولمینانت( یا برق آسا که خیلی سریع در دو هفته کبد دچار تخریب و نکروز میشود). در هپاتیت A، نوع مزمن دیده نمیشود ولی احتمال عود ( relapse) و نوع برق آسا ( fulminant ) در آن وجود دارد. در کشورهای پیشرفته برای هپاتیتA واکسن و پادزهر( ایمونوگلوبین) تهیه شده که البته در کشورهای در حال توسعه بعلت شیوع بسیار بالا تجویز آن موردی ندارد و حتی ممکن است کار را بدتر کند. اما هپاتیتB و C میتوانند مزمن شده و حتی به سرطان کبد منجر شوند. برای هپاتیتB نیز واکسن و ایمونوگلوبین ساخته شده که در اکثر کشورهاومنجمله ایران استفاده میشود، اما هپاتیتC واکسن ندارد. از سایر ویروسها نیز هپاتیتE مانند A بوده و هپاتیتD نیز در همراهی با نوعB میباشد.
هپاتیت خودایمنی ( autoimmune hepatitis ): همانطور که از اسمش معلوم است یک بیماری خود ایمنی است، یعنی فعالیت سیستم ایمنی بدن خود فرد موجب التهاب و تخریب سلولها و بافت کبد میشود. این تشخیص وقتی روی بیماری کبد گذاشته میشود که علت دیگری نتوان برای آن تعیین نمود بعلاوه اینکه بیماری بیش از شش ماه طول کشیده باشد.
هپاتیت دارویی: نوع دیگر بیماری کبد در اثر سموم و داروها ایجاد میشود که مهمترین آنها بنام هپاتیت الکلی شناخته شده.
وامابالاخره دواصطلاح که در بیماری کبد زیاد بکار میرود یرقان( jaundice):هپاتیت لزوماً با یرقان وزردی به یک معنا نیست هر چند که زردی میتواند یکی از نشانه های مهم هپاتیت باشد.سیروز کبدی(cirrhosis ):که در آن سلولهای تخریب شدۀ بافت کبدی با ندولهایی جایگزین میگردند که بافتفیبر مانندی آنهارا احاطه کرده؛ و علت آن هم میتواند از سوء تغذیه و هپاتیت و سموم و الکل گرفته تا اختلالات ژنتیکی، عروقی باشد.
چه کرده اینgoogleواقعا توی این چند ساله موفقترین شرکت جهانی باید شناخته شود هر مطلبی را که بخواهی سریع برات پیدا میکنه، بلاگر رو هم که خریده، سیستم پست استثنایی هم که راه انداخته و چه کارهای دیگر هم که نخواهد کرد (این هم تبلیغ مفتکی بدون چشمداشت)،ملت هم در بارۀ هر چیزی بخواهند توی اینترنت بگردند اول سراغ گوگل میروند. راستش چند بار دیدم بندگان خدایی که این بلاگ رو خوانده اند از همین قبیل جستجوگران بوده اند که دنبال مطلبی مثلاً در بارۀ هپاتیت میگشته اند و چون من در اینجا یک کلمه در بارۀ آن نوشته ام گوگل هم بهشون آدرس داده. خودم هم که "هپاتیت"رو سرچ کردم فقط یک بلاگ مخصوص هپاتیت پیدا شد که اونهم 7-6 ماهی میشه که تا حالا ننوشته!!، با این حساب اگر هر کسی در بارۀ دانسته هاش یک چیزهایی ولو از نوع دانشجویی بنویسه و اساتید هم اظهار نظری بکنند بعد از مدتی یک دایرةالمعارف فارسی اینترنتی تشکیل میشه ، شاید! هپاتیت ( hepatitis ) یعنی التهاب و بیماری کبد. کبد را به آشپزخانه بدن تشبیه میکنند و طبعاً بیماری آن میتواند خیلی دردسرساز باشد!.مانند خیلی از ناراحتی های دیگر بیماری کبد نیز میتواند علل مختلفی داشته باشد، از داروها گرفته تا انواع عفونتها.
هپاتیت ویروسی: یعنی بیماری کبد بعلت ویروسهایی که به کبد علاقه دارند و اصطلاحاً هپاتوتروپیک هستند. از گذشته دو نوع معروف از این ویروسها شناخته شده که شامل ویروس هپاتیت A و ویروس هپاتیت B هستند. به بیماری کبدی ناشی از هر یک از این دو اختصاراً "هپاتیتA" یا "هپاتیتB" گفته میشود.
هپاتیت A: ویروس این بیماری از راه مدفوع آلوده به دهان وارد میشود(مانند خیلی دیگر از عفونتها ) و نهایتاً به کبد میرسد. این بیماری شیوع جهانی دارد و در کشورهای جهان سوم بسیار شایع است بطوری که میتوان گفت ویروس هپاتیت A تقریباً 100% بچه های تا 5 سال را مبتلا میکند.اما این بیماری در عین حال بواسطه پیش آگهی خوب اثرات اولیه موقت و خفیفی دارد هر چند که گاهی بندرت در بعضی افراد احتمال فعالیت مجدد آن در سنین میانسالی وجود دارد.
هپاتیت B: ویروس این بیماری معروف از راه خون و ترشحات بدن براحتی منتقل میشود و احتمال بیشتری هم برای مزمن شدن در افراد دارد.اما از همان ابتدا بتدریج ویروسهای کبدی دیگری هم شناخته شدند که به آنها nonA-nonB گفته میشد،و بعدها سرآمد آنها بنام ویروس هپاتیت C شناخته شد.این ویروس عمدتاً از راه انتقال خون منتقل میشود (مانند آنچه چند سال قبل برای بیماران هموفیلی رخ داد).
انواع دیگر ویروسهای کبدی نیز که بتدریج شناخته شدند بترتیب بنام ویروس هپاتیت F,E,D و حتی G شناخته شدند که هر یک خصوصیت خود را داشته و البته شیوع بسیار کمتری هم دارند. یک نکته مهم اینکه عفونت به ویروسهای کبدی(هپاتوتروپ) بصورت اولیه موجب بیماری کبد میشود و گرنه هستند ویروسهای دیگری که بصورت ثانویه علاوه بر ارگانهای دیگر، بیماری کبد نیز میتوانند ایجاد کنند؛ مانند ویروس سرخجه(Rubella)، ویروس سیتومگال( CMV )، ویروس اپتشاین بار ( EBV )،...و ادامه دارد
چقدر دير شد اينبار نوشتن: *يک علتش اينه که بخاطر بلاگ نوشتن هيچ حقوقي که پرداخت نميشه هيچي ! کلي هم از آدم کم ميکنن- بخاطر استفاده از اينترنت- از تشويق که خبري نيست هيچي کلي هم سرزنش ميشم - که اين باباهه چقدر بيکاره! بجاي chat کردن نشسته بلاگ مينويسه!- *بعضي بخشها توي بيمارستان هست که آدمو از زندگي سير ميکنه، مثل اين بخش به اصطلاح هماتولوژي اطفال که در واقع شده مخصوص بستري سرطان بچه هاي کوچولو؛ هر چي هم تقاضا نوشتم که آقا دوره اطفال ما تموم شد يک بار هم ما رو به يک بخش عمومي نفرستاديد! انگار که نه انگار، آقايون بيشتر از هر چيز فقط به فکر گرداندن هر چه ارزانتر بخش و بيمارستان هستند نه آموزش. * يک علت ديگه هم فيلتر شدن بلاگ اسپات بود که ديديم اي بابا! همچي مالک خودمون هم نيستيم، به راحتي ميشه همه چيز رو ازمون گرفت و باد هوا کرد. حتي صفحه لينک تصويري که با اون همه زحمت درست کرده بودم باز نميشه(بخاطر فيلتر صفحه هاي عموميyahoo ) *يک علت مهمتر هم اين چشمهاي لعنت شده و ليزيک شده بودند که حالا بعد از يکسال لنز سخت آزمايش کردن ومثل خار در چشم تحمل کردن ،معلوم شده که از لنزسخت هم کاري ساخته نيست ... باز هم ليزيک LASIK من قبلا چون تجربه شخصي خودم بود يک مطلبي در باره ليزيک نوشتم که حداقل 50-60 نفر با سرچ گوگل اونو تا حالا خوانده اند ؛ و يک نفر از اونها هم لطف کرده و تو قسمت نظرخواهي علت ناموفق بودن عمل رو بدشانسي من دونسته بود؛ که اگردر مثل اين موارد اعتقاد به شانس باشه حتما راست گفته.ببينيد چشمها قبل از عمل نزديک بين بودند يعني حتي ريزترين خطها رو با نزديک کردن ميتونستم بخوانم، ولي در ديد دور اشکال داشتم که با عينک هم ديد 10/9 پيدا ميکرد. آستيگمات نا منظم وحتي احتمال کراتوکونوس داشت، کراتوکونوس يا قوزقرنيه در آزمايشهاي قبل ازعمل رد شد ؛وبعد ازيک سال نوبت عمل رسيد در حالي که در 5ماه آخر هيچ عملي توسط دستگاه ليزيک بيمارستان نمازي انجام نشده بود -چون دستگاه خراب بود -در اولين روز بعد ازتعميرات من آخرين نفري بودم که عمل ميشد؛ آزمايش تعيين ضخامت قرنيه Pachymetry که يکي از آزمايشهاي بسيار مهم قبل از انجام ليزيک است ، تنها چند دقيقه به عمل مانده انجام گرفت وبعد هم شد آنچه نبايد ميشد- الآن معلوم شده که قرنيه قبل از عمل بيش از حد نازک بوده- البته در حال حاضر با ورود دستگاههاي orbscan که علاوه بر تعيين ضخامت قرنيه حتي انحناي سطح پشتي آن را هم معين ميکند، و نيز آشکار شدن تدريجي نتايج عملهاي قبلي وهشدارها وضمنا افزايش تقاضاي ليزيک و هزينه و درآمد آن شايد ان شاءالله ديگر کسي مانند من بدشانسي نياورد!! وبتواند همچنان به بلاگ نويسي ادامه دهد.
خوب این از نیمه پر وبه اصطلاح فیزیولوژیک قضیه واما نیمه خالیِ لیوان و اصطلاحا پاتولوژیکِ زردی نوزادان:(البته درست تر این است که بگوییم" قسمتِ خالی " ولی مساله این است که همین قسمت خالی توی بیمارستان همیشه جلو چشم قرار میگیرد. )
زردی پاتولوژیک نوزادان: وجود هر یک از موارد زیر مشخصه زردی پاتولوژیک است : 1_ زردی 24ساعت اول بعد از تولد.
2_افزایش بیلی روبین با سرعت بیشتر از 5میلی گرم دریک روز(واحد بیلی روبین "میلی گرم در دسی لیتر" است). 3_بیلی روبین نوع محلول(کونژوگه)بیش از 2میلی گرم. 4_بیلی روبین بیشتر از12-9در نوزادان فول ترم( بستگی کامل به وزن نوزاد دارد)
بعضی از علل زردی پاتولوژیک عبارتند از: ناسازگاری خونی(بین مادر وفرزند) /پلی سیتمی(یا همان پر خونی نوزاد مثلا در اثر دیر کلّمپ کردن یا بد کلمپ کردن بند ناف که موجب میشود خون بیشتری به بدن نوزاد وارد شود) / خونریزی مخفی وهماتوم(مثلا در اثر فشار موقع تولد) / بعضی از کم خونیهای مادر زادی مانند تالاسمی , بیماری سلول داسی شکل(sickle cell),کمبودG6PD (معروف به بیماری باقلایی), اسفیروسیتوز / عفونت خون(sepsis) / بیماری های عفونی مانندسرخجه, هپاتیت, توکسوپلاسما / بعضی بیماریهای متابولیک منجمله کم کاری تیروید / عواملی که موجب بازگشت صفرا از روده به کبد میشود( مانند بیماری Hirschprong) / عدم تشکیل مادرزادی مجاری صفراوی(billiary atrasia) /بعضی داروها( مانند آسپرین , استامینوفن, تتراسیکلین)
زردی ناشی ازشیر مادر : اینهم یک نوع زردی است که غیر فیزیولوژیک محسوب میشود ودو نوع دارد:یکی زودرس یا اصطلاحا milk feeding که در اثر نوع تغذیه و در هفته اول ایجاد میشود. در این حالت دادنِ آب قند بیشتر- به جای شیر مادر- عامل اصلی است؛ ودرمان آن هم تغذیه مکرر با شیر مادر( بیش از 10 بار) وقطع آب قند است.
دومی هم نوع دیر رس یا اصطلاحا breast feeding که از روز چهارم به بعد شروع میشود وعلت آن هم وجود آنزیمی در شیر مادر است که با آنزیم مخصوص تبدیلِ بیلی روبین( بنام گلوکورونیل ترانسفراز ) رقابت دارد, ودرمان آن هم قطع شیر مادر فقط برای 1تا 2روز وبهتر از آن جوشاندن شیر مادر است.
واما فوتوتراپی: نور با سه مکانیسم بیلی روبین را تبدیل به نوع محلول کرده موجب دفع آن میشود البته هر نوری یکسان عمل نمیکند ودیده شده که نور آبی بیشترین تاثیر را دارد( مهتابی نورآبی وبا فاصله حدود 30_50 سانتی متر)با ورود نوزاد به اتفاقات ؛اگر فقط مشکل زردی داسته باشد کمی خون از پاشنه پا گرفته شده در لوله مویینه(کاپیلاری) جهت تعیین سطح بیلی روبینِ کل خون فرستاده میشودکه جواب آن تایک ساعت داده میشود. ونتیجه آن با توجه به وزن نوزاد چند حالت خواهد بود:
1_ بیلی روبینِ نوزاد به سطحی رسیده که باید بلافاصله تعویض خون شود( چون فتو تراپی تا بخواهد اثر کند فرصت از دست میرود) که به آن سطح تعویض( exchange level) گفته میشود . مثلا برای نوزاد بیشتر از 2500 گرمی که هیچ عارضه دیگری ندارد سطح تعویض خون 25 میلی گرم است وبیشتر از آن حتما باید "مقداری" ازخون نوزاد را با خون مناسب تعویض کرد.
2_مقدار بیلی روبین از نصف+1 سطحِ تعویض بیشتر است که دراین صورت برای فتوتراپی بستری میشود (ضمن اینکه آزمایشهای لازم برای تعیین علت زردی فرستاده خواهد شد)
3_ مقادیر کمتر از نصف+1 باید برای چک مجدد روز بعد مراجه کنند.
سطح تعویض خون وفتو تراپی اگر نوزاد عارضه دیگری داشته باشد با حالت عادی فرق دارد , همچنین مقادیر مذکور برای روز اول فرق میکند .
داروهای خانگی: هیچ دارویی توصیه نمیشود, تنها شیر خشت ثابت شده که تا حدی اثر مطلوب دارد
فتو تراپی پیشگیرانه: در نوزادان نارس وخیلی کم وزن چون مستعد بروز زردی هستند انجام میشود.
تنها سایتی که قبلا گوگل توانست به فارسی در باره زردی نوزادان پیدا کند این سایت فرزندبودولی این بار نمیدانم چرا هر چه گشتم چیزی در این مورد پیدانکردم!! .
راستش خودم که خیلی خسته شدم شما چی؟!!
صرف نظر از جنبه های اقتصادی یک عیب مهم اشتغال در پزشکی این هست که آدم رو مجبور میکنه نیمه خالی لیوان رو هم ببینه,به همین دلیل شیوع افسردگی در این رشته هم بیشتر از سایرین است. خدا میدونه در مدت کمی که اتفاقات نوزادان بودم چقدر سخت گذشت شاید هم واقعا پزشکی بدرد شخص من نمیخوره !... ولی با این حال بهترین case هایی که توی اتفاقات نوزادان میومدند مربوط به اتاق فتو تراپی میشدند وبه اصطلاح زردی نوزادی داشتند .
زردی نوزادان hyperbilirubinemia : یک تظاهر شایع است که حتی نام بیماری هم نمیشه روی آن گذاشت واغلب موجب نگرانی والدین میشود وحتی ممکن است خیال کنند که نوزاد آنها هپاتیت دارد! بیلی روبین یک رنگدانه و از محصو لات نهایی تجزیه گلبولهای قرمز است که اگر به شکل محلول در آب ( کونژوگه ) در آید براحتی قابل دفع میشود( عمدتا به سیستم صفرا) ولی اگر مقدار آن به هر دلیل در خون بالا برود موجب رسوب در پوست شده و آنرا زرد میکند( ابتدا پوست صورت بعد شکم بعد هم پاها) البته صرف رسوب رنگدانه در پوست هیچ خطری ندارد ؛ خطر موقعی است که نوع غیر محلول این رنگدانه بقدری برسد که وارد بافت مغز شده و آنجا رسوب کند که در نتیجه میتواند موجب تظاهرات عصبی (kernicterus ) وحتی نهایتا عقب ماندگی ذهنی کودک شود . در دوره جنینی جفت کار برداشت بیلی روبین را انجام میدهد ولی بعد از تولد جفت وجود ندارد , کبد هنوز کامل نشده , وحتی سد خونی مغزی هم -که مانع ورود مواد غریبه به مغز میشود- ممکن است هنوز کامل نباشد همچنین مقدار گلبولهی قرمز زیاد وطول عمر آنها کم است و در نتیجه میتوان بطور طبیعی از روز دوم تولد شاهد زردی فیزیولوژیک در نوزاد بود که تا روز چهارم تولد به اوج خود میرسد ونهایتا تا روز هفتم پایین می آید.
واین ماجرا ادامه دارد000
امروز دیدم روزنامه نیم نگاه از قول معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تیتر زده " هشدار!! بی انگیزگی دانشجویان علوم پزشکی شیراز " واقعا که خیلی خنده داره خوبه بدونید همین آقا ده بیست ساله که تو پستهای معاون آموزشی اینجا واونجا پشت میز بوده وسر کلی رییس رو خورده حالا به کی هشدار میده معلوم نیست!!! بگذریم. بیماری کاوازاکی Kawasaki disease: این بیماری همونطوری که از اسمش معلومه اولین بار حدود35سال پیش در ژاپن گزارش شده (البته کاوازاکی اسم دکتر مکتشف این بیماری هست) . بیماری کاوازاکی یک بیماری سنین کودکی - بخصوص کمتر از 5 سالگی- است که هنوز علت آن بخوبی معلوم نشده ولی به احتمال زیاد منشا عفونی دارد وبر خلاف تصور از شیوع نسبتا بالایی هم برخوردار است. این بیماری بطور ناگهانی با تب بالا تظاهر میکند( >38 درجه) ومهم تشخیص آن در 10 روز اول بیماری است ( فاز حاد) چون در این صورت بسادگی با تجویز دارو ( آسپرین با دوز بالا وایمنو گلوبولین وریدی) درمان شده وهیچ عارضه ای هم ایجاد نمیشود.
معیارهای تشخیصی این بیماری عبارتند از : الف) تبی که حد اقل 5 روز طول کشیده باشد
ب) وجود 4 حالت از 5 حالت زیر: 1) التهاب غیر چرکی و دو طرفه ملتحمه چشمها ( conjunctivitis)؛ 2)تغییرات در مخاط دهان وحلق( زبان توت فرنگی ؛ لبهای زخمی وخشک؛ حلق قرمز شده) 3) تغییرات در اندام مانند ورم یا قرمزی دستها یا پاها (که غالبا با درد هم همراه است) 4) راش که در ابتدا در تنه دیده میشود وشکل یکسانی ندارند (polymorphism).؛ 5) متورم شدن یکطرفه غده های لنفی گردن(cervical lymphadenopathy)
ج) توجیه دیگری برای بیماری نباشد.
فاز حاد این بیماری 10 روز طول میکشد در این مدت بیمار بسیار بیقرار بوده و به درمان آنتی بیوتیکی هم پاسخ نمیدهد. مهمترین تظاهری که میتواند به مرگ هم منجر شود درگیری ماهیچه قلب است ( میوکاردیت) که بصورت افزایش ضربان قلب وکاهش عملکرد بطنی خود را نشان میدهد. بعد از این مدت تاروز 20( فاز تحت حاد) معمولا تورم غده لنفی وتب برطرف میشود( تب طول کشیده یک عامل خطر برای ضایعه عروق قلبی در آینده است )؛ وپوسته پوسته شدن از نوک انگشتان دست وپا نیز شروع میشود وهمچنین ضایعاتی کیسه مانند به نام آنوریسم در عروق کرونر ممکن است ایجاد شود. در این فاز علت عمده مرگ سکته قلبی وپارگی آنوریسم است.بعد از این فاز -از روز 21 تا پایان 2 ماه- فاز نقاهت را داریم که در آن علایم بالینی بر طرف شده ولی ضایعات عروق کرونر ممکن است باقی بماند در نتیجه علت مرگ در این فاز هم سکته قلبی است. بعد از این مدت بیماری مزمن خوانده میشود که ممکن است سالها طول بکشد وطی آن باقیمانده زخم(اسکار)روی عروق ایجاد شود؛ ونیز ضخیم شدن لایه عروقی بنام اینتیما روی میدهد که عوارض آنها آنژین صدری ؛ تنگی عروق کرونر ونارسایی ماهیچه قلب است.
نکات: موارد غیر تیپیک بیماری بخصوص درزیر یکسالگی میتواند رخ دهد .
هیچ تست آزمایشگاهی اختصاصی برای این بیماری وجود ندارد ولی انجام اکو کاردیو گرافی در همه بچه های مشکوک به کاوازاکی در زمان تظاهر بیماری ونیزطی دو هفته اول بیماری وسپس برای پیگیری باید انجام شود.
تشخیصهای افتراقی مهم: 1) تب مخملکی: که در آن گلو درد چرکی واضحا وجود دارد ولی التهاب چشمی دیده نمیشود.
2)سرخک: که در آن توزیع راش متفاوت است ( ابتدا در قسمتهای کنار گردن ؛ پشت گوش؛خط رویش موی سر ونیز چانه ایجاد شده وسپس به تمام گردن صورت قسمتهای فوقانی بازو وبالای سینه میرسد ظرف 2-3 روز هم به ساق پا میرسد.3) واکنش دارویی( سابقه مصرف داروی خاص دارد)4) آرتریت روماتید جوانان JRA بخصوص نوع سیستمیک ( خشکی صبحگاهی مفاصل وجود دارد)
این هم یه سایت در مورد این بیماری. ضمنا توی گوگل که سرچ کردم فقط سایت دیدنی این استاد با حال بود که گوگل تونست به فارسی پیدا کنه- البته اونهم اگر حرف ی رو قلابی تایپ کنی- معما اگر توی گوگل "عکسهای آبگرمکن" رو سرچ کنید چه جوابی به شما میده این کار رو یکی از مراجعین بلاگ من کرده اگر خواستید شما هم ببینید چی دیده؟!!
از اینکه توی این مدت چیزی ننوشتم باید عذر بخوام راستش حرف برای گفتن زیاد بود ولی من اصلا حوصله ای برای نوشتن پیدا نمیکردم از جنگ صدام وبوش گرفته تا سالروز کهنه تر شدن خودم و از اتفاقاتی که توی بیمارستان میدیدم که خیلی میشد نوشت. ولی من تنبلی کردم راستش یک علت اصلی هم ناراحتی چشمهام بود که حسابی اذیتم میکنه . الان هم به شکرانه اتفاق تقریبا مهمی که دیروز برام افتاد - ودو کار اداری که فکر نمیکردم عمرا به این زودیها حل بشه با هم به سرانجام رسید- اومدم تو اینترنت!!!. البته خودمونیم طبق آمار بیش از 70درصد از 5-6مراجعه روزانه به این بلاگ بندگان خدایی هستند که با گوگل یه مطلبی رو سرچ میکنن که نمیدونم چیزی نصیبشون میشه یا نه؟
درباره لینکهای کنار بلاگ اینSUMS سایت دانشگاه خودمونه که با قیمت خوب ولی سرویس ضعیف ما رو میندازه تواینترنتکوچه بلاگ دوست عزیزم دکتر آریا هست که شاید اولین بلاگی بود که آشنا شدم (مفصل ماجرا رو شاید در سالگرد بلاگ که دو ماه دیگه میشه انشاللا میگم)شیرازیها هم که اولین مجموعه ای بود که به من لینک داد لینک تصویری هم یک صفحه لینک هست که برای خودم از لینکها و لوگوهای مختلف درست کرده ام چیز بدی نیست بلاگر و گوگل هم که حالشون معلومه
سکته قلبی تا حالا شنیدین که بچه 1ساله سکته قلبی بکنه؟ بله واقعا امکان داره اونهم بدون اینکه بچه بنده خدا اشکال ژنتیکی داشته باشه. بیماریهای تقریبا ناشناخته ای که بیشتر منشا عفونی دارند مثل بیماری کاوازاکی هم میتونن موجب سکته قلبی در اطفال بشن هم اینکه زمینه اون رو در سالهای بعد حتی در جوانی ایجاد کنند.
چه عیدی شد امسال از یه طرف از همون اول سال بوش و صدام افتادن به جون همدیگه و حسابی شاخ به شاخ شدن؛ از یه طرف هم چون مادر بزرگ فوت شده بود بنا به رسم از شیرینی و خونه اقوام رفتن خبری نبود ولی در عوض بعداز مدتها یه سری رفتیم دار الرحمه . وقتی داشتم نوشته سنگ قبر یکی از آشناها رو میخوندم یکدفعه نزدیک بود که سنکوپ کنم : تاریخ شهادت 4/4/62 وای یعنی 20 سال گذشته باورم نمیشد خلاصه با کلی پرس و جو معلوم شد که تاریخ رو اشتباهی نوشتن یعنی 67 درست بوده نه 62 ولی باز هم فرقی نمیکنه 15 سال گذشته .... آقا اصلا بی خیال صدام وبوش!!. قبلا گفتم که از اول سال تو بخشها تعداد اینترن زیاد میشه ولی آقا یه جور تقسیم کرده بودن که از هفت روز اول تعطیلات 4 شبش رو مجبور شدم تو بیمارستان بمونم -حالا شرحش بمونه - ولی برای اولین بار اینترنی رو تجربه کردم ( آقا راستش هنوز 2 ماه از اکسترنی مونده ولی اینا از ما کشیک اینترنی میخواستن) شب اول توی اتفاقات بیمارستان دستغیب بودم که خیلی برام جالب بود اولین مریض دختر بچه سه ساله ای بود که از اسکرین به عنوان تشنج تب دار (febrile convulsion) فرستاده بودن که وقتی من دیدمش نه تب داشت و نه تشنج تو هیستوری هم هیچ سابقه و نشانه مثبتی نداشت فقط ظاهرا - با اختلاف نظر اطرافیان - چند بار چشمهاشو دور گردانده بود. حتی سابقه تب هم نمیداد تا اینکه یکدفعه مادرش در حالی که خودشو میزد وارد شد ظاهرا این بچه چون شب مهمون پدر بزرگ مادر بزرگ بوده اونها بی جهت نگران شده بودن وبجای اینکه برش گردونن پیش مادرش؛ آورده بودن بیمارستان بچه هم خیلی سر حال با چسبونکهای ECG برای خودش بازی میکرد .
در باره تب درجه حرارت نرمال بدن 4/36 تا 2/37 است که در طول روز از 6 صبح تا 4 بعد از ظهر نیم درجه به آن اضافه میشه. درجه axillary (زیر بغلی) هم نیم درجه کمتر نشان میدهد و در بچه ها اگر درجه rectel (مقعدی) گرفته شود نیم درجه بیشتر نشان میدهد. پس بچه ای که مثلا همیشه در صبح حرارت دهانی2/37 -یا رکتال 7/37- دارد اگر در عصر دهانی 7/37-یا رکتال 2/38- داشته باشد طبیعی است. یک نکته اینکه نباید قبل از گرفتن درجه حرارت غذای گرم ( مثل چای) یا غذای سرد (مثل بستنی) خورده باشد؛ نکته دیگر اینکه در اطفال حتی با عفونت خفیف هم درجه حرارت بدن به 39_40 درجه میرسد.
خروسک تقریبا بقیه هفت هشتا مریضی که تا صبح برامون اومد همه کروپ (croup)یا همون خروسک داشتن. که این هم بیماری جالبی هست یعنی در بچه اول بعد از عفونت با ویروس علایم سرما خوردگی ایجاد میشود. وبدنبال آن به آهستگی یا ناگهانی در اثر ادم ناشی از التهاب سرفه های زنگ داری شبیه پارس خوک دریایی ایجاد میشود البته در یک نوع کروپ که به کروپ اسپاسمودیک شناخته میشود از قبل نشانه سرما خوردگی دیده نمیشود وبیشتر علت آن آلرژی است ( وگاهی هم ویروس) این نوع حمله بیشتر در شبها پیش میآید. راستش فعلا بی خیال صدام وبوش......ولی این یکی قشنگ اخبار جنگ رو گفته. والعهده علی الراوی
مراسم چهارشنبه ترقه نه بابا جوانهای ایرانی خیلی هم شجاع هستند ندیدید دیشب چطور صحنه شبهای جنگی باز سازی شده بود هر کس نمیدونست فکر میکرد هواپیماهای بعثی به آسمون نیلگون میهن حمله کرده اند !! بابایی میگفت ما اون موقع که بچه بودبم جمع میشدیم تو کوچه شعار می دادیم مرگ بر شاه مرگ بر شاه بعد هم الکی داد و بیداد میکردیم که یعنی سربازها گذاشتن دنبالمون وهی ترقه در میکردیم بیچاره مردم وحشت میکردن وبه خیال خودشون میومدن کمکمون!! ولی حالا؟!
ماهی گلی نمیدونم شما از دیدن این ماهیهای سرخ کوچیک وبزرگ گوشه وکنار خیابانها چه حالی پیدا میکنید من که کلی ناراحت میشم آخه چه معنی داره این بی زبونها که تازه زمستان سرد رو پشت سر گذاشتن وتازه موقع حال کردنشون هست توی تنگهای تنگ زندانی کنیم شما رو به خدا اگر خواستید در زندانی کردن این کوچولوها شریک بشید : اولا آب زندانشون آبی باشه که حد اقل 4ساعت بیرون از لوله هوا خورده باشه ( آب تازه احتمالا بخاطر کلر برای اونها ضرر داره ) ثانیا بهشون غذا بدید (غذای مخصوص که یک نوع میگوی ریز خشک شده هست ؛ میتونید زرده تخم مرغ آب پز هم بدهید ) ثالثا (همون سوما خودمون)بعد از مراسم عید وسفره نوروزی اونها رو در یک جای مناسب آزاد کنید. راستش حوض خونه ما دیگه جا نداره وگرنه در خدمت بودیم .
بوش سگی دیشب رفتم تو خواب دیدم دبلیوبوش داره سیگار میکشه اونو از دهن سگیش جدا کرد وشروع کرد به حرف زدن اینقدر طول داد که سیگارش همه دود شد وخاکسترش ریخت رو زمین . به نظر شما تعبیرش چیه؟
جوک آخرسال انترن روان بوديم. من يه مريض اسكيزو داشتم. در طي مصاحبه اوليه از مريض پرسيدم: تو رو چرا اين جا آورده اند؟گفت: همه ميگن كه من ديوونه شده ام. براي اينكه«in sight» مريض رو به بيماريش چك كنم گفتم :نظر خودت چيه؟ گفت: من سالمم. مردم خودشون ديوونه هستند!!!گفتم :اگه اينطوره پس چرا تو رو اينجا آورده اند؟گفت: آخه من يك نفر بودم ولي اونا تعدادشون زياد بود!!!! این هم منبعش واما سلام 82 خوش بگذری امیدوارم سال خوبی باشه برای همه انشاللا به همه خوش بگذره تا آخرش ضمنا برای اینکه یه لینکی هم داده باشم این گفتگو سه صفحه ای رو در باره IP بلاگ نویسها ببینید من بخصوص از آخرش خوشم اومد!!
در باره این ایام سالها قبل وقتی تکفیر واثبات خیانت امثال شریعتی باب شد شاید هیچ فکر نمیکردند که ممکن است روزی برسد که برای آشتی دادن جوانان و مردم به دین اینقدر نیاز به روشن اندیشی دینی وجود داشته باشد؛ الان کم نیستند جوان ونوجوانانی که وقتی پشت کامپیوتر مینشینند فکر میکنن همه عالم زیر نظرشونه ؛ آمریکا رو خدای عالم میدونن واجداد وپدران خود وباورهای آنها رو مسخره میکنند. راستی چقدر نیاز هست به افراد متفکر وآزاده ای که در این عالم تظاهر وریا از "حسین وارث آدم " بگوید.
اگر نا مهربان بودیم.... روز اولی که شروع کردم به بلاگ نویسی فکر نمیکردم اینطور دچار روزمرگی بشم گفتم یه چیزایی بنویسم از جنس همین حس سوم حسی که از همه به ما نزدیکتره وحقشه که اصلا اول باشه حسی که وسیله دریافتش مثل یه تپه (شاید هم یه قله ) تو صورت جلو چشمهامونه ودرست ازش خبر نداریم ولی من هم مثل خیلیهای دیگه توی اینترنت غرق شدم حالا هم خلاصه کنم راستش دو هفته دیگه امتحان جامع داریم(به اصطلاح امتحان پرانترنی) و فکر نکنم اصلا خوب خونده باشم به همین دلیل فعلا همه رو (حالا مگرچند نفر این بلاگ رو میخوندند) به خدا میسپارم تا بعد از 15 اسفند ببینیم تا اون موقع چی میشه .
هر کسی این روزها گذرش از بلوار چمران گذشته باشه ابتکار جالبی رو که یه تابلو هزار متری با هزار نقاش جوان ترتیب داده تحسین میکنه انصافا این پارک چمران هم هر چند خیلی از باغهای مردمو خراب کرد وهنوز هم خراب میکنه ولی چیز خیلی خوبی از آب در اومده ومحل تفریح خیلی خوبی شده. حالا اینو مقایسه کنید با سلیقه گردانندگان حافظیه که نمیدونم از سر نداری یا چیز دیگه یه قهوه خونه سنتی اونجا ترتیب دادن تا به شکم مردم رسیدگی کنه وحتی قلیان شاهانه در اختیار مشتریان قرار بده بگذریم که تو فروشگاه فرهنگیش چیزهای فرهنگی!! از قبیل دسته چاقو ارائه میشه
یکی رو میشناسم که حدود یه سال قبل چشمهاشو لیزیک کرده ومدتی هم هست که با چه زحمتی لنز سخت میزنه که از همون اول هم اصلا دید خوبی بهش نمیداد چون حسابی بعد از عمل چشمهاش ریخته بودن به هم . از چند روز قبل هم دید چشم راست کم شده و وقتی به چشم پزشک مراجعه میکنه معلوم میشه که در محل لیزیک روی قرنیه سوراخی ایجاد شده که حتی من هم تونستم با pine hole اونو ببینم _ چون اون فرد خود من هستم!!_ الان هم یک چشمی که اون هم با لنز سخت دید 10/6 داره دارم تایپ میکنم.
نتیجه : عمل لیزیک چیز بدیه شاید هم تا چند سال دیگه روشهای بهتری ابداع بشن پس دست نگه دارید.
راستش به خاطر اینکه بعدا خودمو سرزنش نکنم؛ شاید هم به خاطر اینکه استرس دارم ؛ تا امتحان اسفند ماه پاس نشده باید یه کمی هم درس بخونم.
یه نکتهای که لازمه همینجا بگم عدم استفاده وآشنایی با کد (base target="_blank") در صفحه های لینکدار هست که حتی در سایتهای حرفه ای هم بعضا دیده نمیشود من این کد را از سورس یک سایت برزیلی که اتفاقی از بلاگر بلاگ من رو هیت کرده بود پیدا کردم. این کد باعث میشه که با کلیک روی هرکدام از لینکها, صفحه انتخابی توی یک پنجره جدید باز بشه وصفحه اصلی هم از دست نره ولازم هم نیست برای هر آدرس بطور جداگانه تارگت بنویسید (چپ وراست کردن " با خودتون ).
دیروز آخرین فرد از نسل مادر بزرگ پدر بزرگهای خانواده فوت کرد. بعد از 90سال زندگی و درست یک ماه بعد از دیدن یکصدمین محصول زندگی خودش یعنی نوه پسر مرحومش براحتی وقتی در زیر آفتاب استراحت میکرد جان به جان آفرین تسلیم کرد وبه این ترتیب بالاجبار ماها همگی یک نسل ارتقا درجه پیدا کردیم. خیلی وقتی میشد که پامو تو دار الرحمه نگذاشته بودم. راستش من که تا حال برا ساختن نسل بعدی کاری نکردم ولی امیدوارم بیش از این هم ارتقا پیدا نکنم!!
دیروز به خاطر به اصطلاح گاز گرفتگی -co poisoning- یه دختر بچه ای آورده بودن بخش؛ اند خوشگلی تا حالا حتی توعکسها هم بچه به این خوشگلی ندیده بودم اسمش هم زهرا بود. مادرش رفته بوده حمام وبه این دختر خانم میگه آروم بازی کن اذیت نکن تا من بیام بیرون ولی چون ظاهراْ لوله آبگرمکن نفتی آپارتمان ( در واقع یه زیر زمین کوچولو) خراب بوده در نتیجه هم مادر وهم بچه بیهوش میشن در این بین همبازی بازیگوش این دختر بچه یواش وبدون اجازه مامانش میاد تا با زهرا بازی کنه ولی هر چی صدا میکنه جواب نمیشنوه با اصرار میاد از مامانش میخواد که بره در خونه زهرا اینا ببینه چرا جوابشو نمیدن ولی مامانه هم جواب نمیشنوه تا این که وقتی درو باز میکنن میبینن زهرا سیاه شده و مثل مرده ها افتاده کف اتاق ومادرش هم افتاده توحمام حتی صدای قلبشونو هم نمیشنیدن تا اینکه آورده بودنشون بیمارستان.واقعا حیف این زهرا نبود تو یه زیر زمین کوچولو.
بهنظر من اصل همانند سازی هیچ اشکالی نمیتواند داشته باشد حتی فکر نمیکنم از جنبه اعتقادی ودینی هم تعارضی با باورهای جاری داشته باشد (شاید هم خدا با خلق دوقلوهای همسان این راه را پیش پای بشر گذاشته باشد )به هر حال مهم اینست که با چه نیتی اینکار انجام شود . جالب است بدانید دانشمندی که بانی اینکار شده مدعی است که سالها قبل با موجودات فضایی دیدار کرده وآنها به او گفتهاند که انسان روی زمین را از همین راه همانند سازی بوجود آوردهاند!!!
دیروز عصر خیلی دلم گرفته بود برداشتم یه کتاب نجوم خواندم. شما هم می دانستید که کهکشان ما دو منظومه قمری بنام ابرهای ماژلانی داره که هر کدومشون هم از تعداد خیلی زیادی ستاره تشکیل شده؟ واقعا این ماژلان کارعجیبی انجام داده ؛ 500سال قبل در دوره ای که باور این بوده که اگر به آخر دنیا برسی از اونجا به پایین پرت میشوی از اسپانیا به سمت غرب حرکت کرد از تنگه ماژلان گذشت ودر نهایت هر چند هم کشته شد -البته نه به علت پرت شدن از زمین- پس از چند سال چهار نفر باقیمانده همراهانش با دور زدن زمین دوباره به اسپانیا بر گشتند. این ابرهای ماژلانی را هم اولین بار او در نقشه فلکی خود ثبت کرده ؛ ولی این دو ابر نیستند بلکه هر یک کهکشانی پرستاره اند که دور کهکشان راه شیری می گردند!! کاش من هم یک سفینه داشتم میرفتم داخل یکی از این سیاهچاله های فضایی که یا خودم وشما از دست من خلاص میشدید یا لا اقل با سر در آوردن از اون بر سیاهچاله یک کمکی به علم وآدم میکردم.مگر نه؟
مدرسه وب واقعا سایت مفید و خوبی بود ولی نمیدونم چرا فعال نیست با این حال جدیدا سایتی با همین نام توسط آقای طاهری راه افتاده که امیدوارم بتونه تا آخر به راه خود ادامه بده. خوبی این سایت اینه که از همین اول خودش واهدافشو معرفی کرده ونمیخواد متکلم وحده باشه شاید هم یه روزی با کمک سایر سایتهای مشابه تشکیل یه اتحادیه دادن!!
بالاخره بخش قبلی تموم شد ونوبت بخش جدید رسید ومن اینقدر گرفتار اینترنت شدم که یادم رفت مثل بقیه برم مرخصی بگیرم تا بتونم با خیال راحت خودمو برا امتحان -انترنی- آماده کنم .چه بخشی هم افتادم "اتفاقات نوزادان"؛ آخر زجر هستم باید شاهد مرگ و رنج بچه های چند روزه باشم اینجا هم که شده برزخ بیمارستانهای دیگه هر چی مریض دارن که خوب به اصطلاح دست پلکو شده میفرستن تا بدون اشکال قانونی از درد زندگی راحت بشه! صدتا هم آقا بالا سرداریم یه بار رزیدنت سال یک میاد ساعت هفت ونیم راند میکنه تموم نشده رزیدنت سال بعد میاد از دوباره؛ بعدش فلو میاد یه مشت چی سر هم میکنه؛ دست آخر هم استاد میاد. بعدش هم تازه نوبت کنفرانس استیودنتها میشه اگر هم که کشیک باشی وای به حالت.روز اولی هم که اجبارا باید من کشیک وای میسادم چون بقیه همدوره ایها یا نبودن یا کار داشتن ؛در نتیجه حتی نوبت چشمی هم که خودم داشتم نتونستم برم؛ نه نمیشه حتما هر جوری شده باید مرخصی بگیرم.
تو این مدت بس که بیمار افسرده وبیحوصله دیدم خودم هم که بیحوصله بودم حسابی بیحوصله تر شدم راستش شاید یاد افسردگیهای خودم افتادم؛ یکی بود که هر وقت میرفتی بالا سرش زانوهاشو گرفته بود تو بغلش و انگار از ما میخواست که به زندگیش هر چه زودتر خاتمه بدیم ؛ ومرتب تو صورت وسرش زخمهای بزرگ ایجاد میکرد ؛علت افسردگیش هم (به اصطلاح : ماشه=trigger) این بود که معلوم شده نامزدش تالاسمی داره وخانواده با ازدواجشون مخالفت میکردن.
یکی دیگه چندین ساله که دچار حملات صرعی کاذب میشه طوری که هیچ کاری نمیتونه بکنه وحتی چهار دست و پا به دستشویی میره وخلاصه هر چی دکتر مغز واعصاب هم بوده رفته وبهش گفتن که فقط مشکل روانی داری ( اصطلاحا "conversion" یعنی بیماری روحی که به صورت عصبی وجسمی خودشو نشون میده) ولی حاضر نبود قبول کنه و حتی با استاد هم بگو مگو میکرد که شما وظیفه دارید بیماری منو تشخیص بدید ودرمان کنید؛ تو بررسی (history) معلوم شد ایشون دوستی داشته که به علت نا معلوم خودکشی کرده واین بیمار در این رابطه خودشو گناهکار میدونه. یکی دیگه دچار وسواس شدید بود طوری که حمام رفتنش 10ساعت طول میکشیده وهر روز هم باید حمام میکرد بعد از یک ماه بستری
ودرمان باز نگران بود که نکنه دوباره دچار وسواس بشم. بیماران اسکیزوفرن که حتی تحصیلات بالا داشتند وباید چند ماه درمان میگرفتند .
خلاصه این اعصاب وروان عالم دیگری است که دیدگاه هر کسی رو میتونی دگرگون کنه.اگر حوصله داشتم خیلی حرف برا گفتن بود شما هم که افنخار نمیدید بلاگ حس رو بخونید
یکی از دوستان تو پیغام offline که گذاشته بود پرسیده بود که حس سوم چیه؟
راستش خیلی وقته که دوست دارم در این باره چیزی بنویسم (فقط توبلاگ قبلی که در پرشن بلاگ داشتم چند جمله نوشتم) ولی با این وجود الان هم حوصله کافی پیدا نمیکنم .اصلا بهتر نیس فعلا خود شما بگید که از حس سوم چه برداشتی پیدا میکنید؟!
بالاخره ازبس که دوستان زحمت کشیدند وپیشنهاد ونظر دادند!! تسلیم شدم وبر خلاف نظر خودم مثل بقیه خلق الله سیستم نظرخواهی گذاشتم حالا ببینیم به جایی میرسیم یا نه ؟
ضمنا از تمام دوستانی که احیانا دوست داشته باشند تو بلاگ ناقابل حس به نام خودشان مطلب بنویسند دعوت میشود:
همچنین به علت اشکالی که در نوشتن حرف ی وجود داشت فونت هم به tahoma تغییر یافت
امروز خيلی حالم بد بود؛ از خودم بدم اومد دلم ميخواست يه جوری واقعی احساس خودمو بيان کنم ولی نميشه حتی اينجا هم نميشه
:ولی چند تا تابلو که خيلی از اونها خوشم مياد لينک ميکنم اولی دومی سومی چهارمی پنجمی ششمی هفتمی
اين هم يه سرويس جديد بنام بلاگيران "جهت پيشبرد فنآوری اطلاعات " که همينجوری مفتکی يک مگا بايت فضا در اختيار خلق الله قرار ميده. بعد از ثبت نام ابتدا يک نامه تأييد ودر عرض" 24ساعت" بعد هم مشخصات فضا به ایميل ارسال ميشه ؛ که توصيه ميکنم بعد از ورود به فضای اختصاصي حتما ابتدا قسمت راهنما رو بخوانيدکه خودش شامل چند قسمت هست اول اصل ماجرا دوم راههای استفاده راهنما وسوم راهنمايی اصلی که به صورت تصويری توضيحات کامل داده. اين سرويس همچنين تازه ترين خبرهای سايت خودشو به آدرس ای ميل ارسال ميکنه که چيزهای مفيدی داره.
به قول عادل خان "چه ميکنه" اين اسکيزوفرنی
.راستش خود من هم بلا نسبت شما تا همين چند وقت قبل درست اين "خطرناکترين" بيماری- که هنوز هم علت اصليش شناخته نشده- رو درست نميشناختم. حالا نه از خودم و فقط يه قسمتی از گفته های استاد رو براتون نقل ميکنم ببنيد چه ميکنه اين اسکيزوفرنی :
جديدترين وجالبترين تئوری که خود من هم اونو ميپسندم تئوری need-fear dilemma است مبنی بر اينکه افراد اسکيزوفرن آدمهايی هستند که بايد در دنيايی رويايی (مثل قصه شاه پريان ) وارد ميشدند دنيايیِ که کسی به کسی ظلم نکند؛ حق يکديگر را پايمال نکنند. اين افراد سيستم روانی حساسی دارند وتحمل استرس روزمره را ندارند ؛ دنيا برای آنها سرتاسر پر از حس است . اين افراد به روابط بين فردی حساسند ولی از برقراری رابطه هراس دارند(fear)؛
واز طرف ديگر به شدت به اين برقراری ارتباط هم نياز دارند(need)؛ ولی اين نزديکی در دنيای واقعی مقدور نيست لذا دچار معما ميشوند(dilemma)؛ وبنابر اين دنيای مطلوب را برای خود در خيالشان ميسازند از واقعيت بريده دچار سيکوز ميشود.
اينها رو گفتم اگر يه موقع علايم اسکيزوفرنی رو ديديد زود به داد خودتون برسيد تا مبادا مثل من گرفتارومبتلا بشيد!!
بنا نداشتم درباره پيشامدها وتجربيات مربوط به محيط کار مطلب بنويسم (شايد به اين خاطر که هنوز موقع آن نشده) ولی ازبس که چيزهای جالب تو اين بخش روانپزشکی ميبينم حيفم اومد که در باره اونها هيچ نگم الآن هم اصلا تعهدی نميکنم که بخواهم بهترين وجالبترينها رو تعريف کنم .
مثلا يک مريض توبخش داريم که فکر ميکنه مأموريتی غِيبی داره که دنيا رو متحول کنه واز کراماتش هم اينه که وقتی تو صحرا راه ميره سنگ خودش مياد رو پاهاش واون با يه شوت سنگو به هوا پرتاب ميکنه....؛ ويکی ديگه علت اهميت خودشو ارتباط غيبی با رهبر کشور و به تعبير خودش آيتالله العظمی ... ميدونه واز اين قبيل.
اينو اصطلاحا(همونطورکه ميدونيد) بهش ميگن (grandiosity) به معنی خود برتربينی ؛ که کم وبيش بين همه انسانها وجود داره ازراننده اتوبوس پشت فرمان گرفته تا حتی همون استادی که ميخواد بيمار روانی رو درمان کنه وسر راند وموقع حرف زدن با مريض آدامس ميجوه ؛ وشايد تا حتی همين خود من؛ خدا رو چه ديديد؟
خوب نيس آدم برا چيزهای بیاهميت وحتی با اهميت قسم بخوره ولی شما همين جوری باور کنيد که حتی يِه ميلی متر هم کسی برا بلاگ نويسی واچتمل ومانند اون به من کمک نکرده؛ آخه ببين چطوری ميزنن تو ذوق آدم !
اين هم يک بلاگ در باره چشم وعينک ولنز وليزيک و..و.. بلاگ خوبی است ولی متاسفانه مثل اکثر بلاگهای فارسی فونت وخط ريزی دارد با اين حال اگر خدای نکرده قصد عمل ليزيک را داريد( که بين کاربران کامپيوتر شايع شده) حتما معايب اين عمل را بخوانيد- بدون شوخی خود من يکی از فريبخوردگان آن هستم-
يکی از دوستان لطف کرده وتو قسمت نظرات پيشنهاد داده بودند که سيستم اظهار نظررو مثل بقيه بعد از هر پستی وارد کنم؛ با اين حال به نظر من سيستم متمرکز برا بلاگی مثل بلاگ من که مردم براش دست وپا نميشکنن بهتره. اون جوری شما بايد مرتب به همه نوشته ها سر بزنی که مبادا کسی اظهار نظری کرده باشه ولی اينطوری شما همه نظرات رو يک جا ميتونی داشته باشی. علاوه بر اين مگر مسنجر به اين خوبی مرده؟ خيلی راحت ميشه باهاش OFFLINE نوشت وکلی حال کرد. با اين حال نظر شما مهمه. شما چی ميگيد؟
خوب اين هم يک سايت خبری با مزه (بنام 40کلاغ) ؛ واين هم يک سايت فضايی جالب(بلاگ روجا)
وبالا خره اين هم يک درس عبرت برای آدمهای زرنگ( بنام انتقامجويی اينترنتی)
باور کردنی نيست به نام اسلام چه کارها که نميکنند فقط همين کم بود که حکم اعدام برای مخالفين عقيدتی صادر کنند الآن خيلی بهتر ميشه وضعيت دوران بنياميه وبنیعباس را فهميد وميتوان به علل انحطاط مسلمين که همان حکومتهای خودکامه ومتکبر وآدمهای از دماغ فيل افتاده هست؛ پی برد . و اتفاقا به همِن دليل هم بايد در آينده سقوط حکومتهايی از جنس آمريکا را هم انتظار داشت
ديروز يکی از دوستان ايميل زده بود که من بلاگتو ديدم ولی جايی برای اظهار نظر نداشت!! واقعا که..
سه جور راه برا "اظهار نظر" و"پيغام" و"تبادل نظر" گذاشتم ولی ايشون نديده؛ چطور ممکنه؟ نکنه اصلا لود نميشن شما چی شما هم نميبينيد؟
بالاخره سايت جامع بلاگهای فارسیبنام بلاگنما راه افتاد البته فاصله ثبت نام وراه افتادن اينقدر بود که من پاسورد خودمو فراموش کرده بودم وبرای اصلاح آدرس وتعريف بلاگ کلی معطل شدم وآخر سر هم از نفر پنجم بودن تو ليست دور موندم؛
اين ساِت خودشو اينطور معرفی کرده.... انصافا که ابتکار خوبيه دست آقای درخشان درد نکنه؛
البته الان همونطور که خودشون گفتن بطور آزمايشی کا ر ميکنه وتا حالا462 نفر ثبت نام کرده اند . اين کار در واقع ادامه فهرست قبلی آقای درخشان هست که بر اساس الفبا مرتب شده بود ودر ابتدا هم ليست تازه ها روداشت .اما اين سايت جديد از يک ليست موضوعی تشکيل شده که 10موضوع مختلف داره و راهنمای فهرست الفبايی هم درپايين صفحه قرار گرفته. يِه ابتکار جالب اينه که مِيتوان هر بلاگی رو که مورد پسند واقع شد به
ليست سايتهای منتخب خودتون اضافه کنيد تا دفعه بعد نخواهيد دنبالش بگرديد. در سمت راست صفحه آخرين اخبار سايت ودر سمت چپ هم تبليغات خود نمايي ميکنن يک صفحه هم مخصوص نظرات در نظر گرفته شده
با فرصتی که به دست اومد بالاخره يه سيستم نظر خواهی راه انداختم که شامل يک لينک برای نظرات وپيشنهادها ؛ يه لينک مسنجر که خيلی اونو به هر نوع پيغام ديگه ترجيح ميدم ( علتشو هم قبلا گفتم)؛ويک لينک برای تبادل نظر که ميتوان به هر نظر ارائه شده پاسخ داد.
فقط يک عيب که سيستم آخری داره باز شدن بنرهاي تبليغاتی است که ميتوان مثل هر تبليغ ديگه براحتی از اون صرف نظر کرد وبستشن.(بخصوص که تبليغات رايگان اون مخصوص آمريکاييهاست).
ای بسوزه پد ر پول ديروز کلی وقتم صرف ور رفتن با اين سايت نظرخواهی enetation شد تا آخر سر معلوم گرديد که خيلی محترمانه تقاضای فقط 14 دلار پول ناقابل برای ارائه خدمات رايگان قبلی خود دارند؛
باز هم ای والله به مراکز خدماتی خودمان (مانند همين مرکز اينترنت دانشگاه) که برای ارائه خدماتشون! از همون اول صد تا منت سر آدم مي گذارن تا مبادا يه موقع طلب زيادی ازشون داشته باشی
اميدوارم ذليل بشه هر آدم خودخواهِ متکبر وخودبينی ؛ اونهايي که فکر ميکنن اين امکاناتي که زير دستشونه ارثيه باباشونه که دارن اونهارو با منت به مردم صدقه ميدن اونهم نصف ونيمه ولت وپار شده.